پل روستا

ای کاش علی شویم و عالـی باشیم                      هـم سفـره کاسه ، سـفالی باشیم

چون سکه بدست کودکی برق زنیم                       نان آور سفــره های خالی باشیم

هموطن: روزگاری همچون پرستویی سبکبال پر گرفتی و در افق سرخ رنگ غروب پاییز محو شدی! خانواده، اقوام و دوستان را در حسرت دیدار خود تنها گذاشتی، رفتی! و رفتی! از دشتها، جنگلها و دریاها عبور کردی، باد، باران، گرمی و سردی هوا را در نوردیدی و عاقبت آنسوی دریاها در سرزمینهای دور و غریب، سکنی گزیدی، با همت تلاش و پشتکارت کسب موفقیت نمودی، افتخار ارزنده زادگاهت شدی! اما ما می دانیم در عین موفقیت ها ، رفاه مادی باظاهری زیبنده ، دلت برای شهرت و یا بهتر بگویم برای کوچه باغها و دیوارهای گلی آبادی با صدای گوش نواز جیرجیرکها، پشت بامهای کوتاه داخل کوچه های تنگ روستا یا خیابانهای کم عرض و ناهموار شهرت تنگ شده !! هیچ وقت فراموش نمی کنیم چهره پرچین و چروک، جدی و اخموی حاج نعمت الله قالیباف، چهره مهربان و خندان کربلایی همسرش سکینه خیاط یادشان بخیر! که سخت بیمار و زمین گیر شده اند. نگاه معصومانه استاد میرزاعبدالله کفش دوز و همسرش خاور نابینا، حسین تاجر نوحه خون، استاد حبیب الله چوپون، مشهدی غلامحسین معلم و کربلایی رخساره پته دوز هم فراموش شدنی نیست! آری آنها نیز سالهاست که مرده اند خدایشان بیامرزد. واضح و روشن است غم غربت بار سنگینی است که روحت را آزار می دهد. دوست داری در کوچه های خاکی و سنگی، با عبور از وسط کشت زارهای صحرا و یا با عبور از روی پل چوبی و فرسوده رودخانه که خشک شده در هوای شهر روستایت نفس بکشی و در کنار دیوارهای کلوخی کوتاه صدای مرغ و خروسها، گاو گوسفندهای همسایه ها، اَر اَر چهار پایان را از دور بشنوی و اگر شد یکبار دیگر با بچه های تو کوچه، یا روی تپه الک دو لک بازی کنی با دو شاخه چوبی گنجشک شکار کنی، بارها زمین بخوری با لباس پاره و وصله شده دست و پای زخمی و گونه های آفتاب خورده برنزی در کنار سفره نخی و راه راه مادربزرگ با نان ماست گوسفند و آبگرمو و یا قرمه ی زمستونی و یا ..... همراه با نان دوره سوخته تنوری دست پخت مش کلثوم و بی بی ربابه را بخوری و لذت ببری، هیهات سرنوشت. چنین رقم خورده است که انسانها در هر موقعیتی چنان در کلافی سردرگم از مشکلات، خانوادگی، اجتماعی و شغلی فرو روند که فقط بتوانند با حسرت آه بکشند! چه می شود کرد که تقدیر چنین خواسته است حال که خاطرات شیرین گذشته های دور منقلبت کرد بیا، بیا هر چه زودتر همین امروزبه ما بپیوند تا آنچه را در توان داریم، به دیار وطنی خود هدیه دهیم. تا شاید ثبت باقیات صالحاتی باشد در پیشگاه پروردگار مهربان چون فردا مبهم و خیلی دیر است.

امید می رود فعالیتهای برون مرزی این انجمن بتواند احساسات نوع دوستانه جنابعالی را در جهت کمک به همنوعان و هموطنان نیازمند هدایت نموده تا از حسرت سوزنده ای که روح پاکت را آزار می دهد بکاهد تو هم قول بده راهنمایمان باشی، همت کنی، هر چه می توانی دستمان گیری و به دیگران نیز سفارشمان کنی و یا ارتباطمان را با مؤسسات خیریه بزرگ دوربرت برقرار کنی و در ثواب آن شریک باشی.

 اگر کار خیری ۸۰ دست، دست بدست شود بدون آنکه از دهنده ی اصلی کم شود اجر کامل به همه می رسد. ما هم می کوشیم، تا شایستگی اعتماد شما عزیزان بزرگوار و سایرین را داشته باشیم و به حسن نیتتان احترام گذاریم.

محمدکاربخش

موسس

تماس با ما

bottom logo3

آدرس دفتر کرمان: خیابان بهشتی، جنب شرکت نفت، انتهای کوچه شماره 5، پلاک 29، کد پستی:7619736333
تلفن:32476130-034، فاکس:32476131-034، همراه:09133434826
آدرس دفتر تهران: میدان آرژانیتن، خیابان خالد اسلامبولی، خیابان11، بن بست نیلوفر، پلاک1، واحد1، کد پستی:1513745713
تلفاکس:88722418-021،

تصاویر تصادفی

پیشرفت پروژه ها