دیار باقی

تا میان گور رفتم دل گرفت
بالش زیر سرم از سنگ بود
ناله می کردم و لیکن بی جواب
خسته بودم هیچکس یارم نشد
هر که آمد پیش حرفی خواند و رفت
نه شفیقی، نه رفیقی نه کسی
آمدند از راه نزدم دو ملک
یک ملک گفتا نام تو چیست
ای گنه کا ر سیه دل بسته پر
در میان عمر خود کن جستجو
گفت بنده عمر خود کردی تباه
ما که مأموران حق داوریم
دیگر آنجا عذرخواهی دیر بود
نا امید از هر کجا بود دل فغان
ناگهان الطاف حق آغاز شد
مردی آمد از تبار آسمان
چشم هایش زندگانی می سرود
گیسوانش شط پرجوش و خروش
صورتش خورشید بود و غرق نور
لب که نه، سرچشمه آب حیات
خاک پایش حسرت عرش برین
برسرش دستار سبزی بسته بود
در قدوم او نگار مه جبین
دو ملک سر را به زیر انداختند
غرق حیرت داشتم این زمزمه
منجی روز قیامت آمده
سوی من آمد مرا شرمنده کرد
گفت آزادش کنید این بنده را
اینکه اینجا این چنین تنها شده
مادرش او را به عشقم زاده است
بارها بر من محبت کرده است
اینکه می بینی در شور است و شین
دیگران غرق خوشی و هلهله
با ادب در مجلس ما می نشست
سینه چاک آل زهرا بوده است
خویش را در سوز عشقم آب کرد
اسم من راز و نیازش بوده است
پرچم متن را به دوشش می کشید
اقتدا بر خواهرم زینب «س»نمود
بارها لعن امُیه کرده است
تا که دنیا بوده از من دم زده
این که در پیش شما گردیده بد
تربت من را به دنیا پاس داشت
بهر عباسم به تن کرده کفن
گریه کرده چون برای اکبرم
هر چه باشد او برایم بنده است
در مرامم نیست او تنها شود
در قیامت عطر و بویش می دهم
باز بالاتر زروی سرنوشت
آری آری هر که پا بست من است

 

قبر کن سنگ لحد را گل گرفت
غرق وحشت، صوت و کور و تنگ بود
تشنه بودم تشنه یک جرعه آب
زان میان یک تن خریدارم نشد
سوره حمدی برایم خواند و رفت
ترس بود و وحشت و دلواپسی
تیره شد در پیش چشمانم ملک
آن یکی فریاد زد رب تو کیست
نام اربابان خود یک یک ببر
کارهای نیک و زشتت را بگو
نامه اعمال تو گشته سیاه
لیک تو را سوی جهنم می بریم
دست و پایم بسته در زنجیر بود
می کشیدندم به خِفَت سوی نار
از جنان درهای رحمت باز شد
نور پیشانیش فوق کهکشان
دود را از قلب آدم می زدود
در رکابش قدسیان حلقه بگوش
جام چشمانش پر از شرب طهور
بین دستش کائنات و منکرات
طره ای از گیسوش حبل المتین
بر دلم مهرش عجب بنشسته بود
از جلال حضرت عشق آفرین
بال خود را فرش راهش ساختند
آمده اینجا حسین (ع) فاطمه«س»
گوی بهر شفاعت آمده
مهربانانه به رویم خنده کرد
خانه آبادش کنید این بنده را
کام او با تربت من وا شده
گریه کرده بَعد شیرش داده است
سینه اش را وقف هیأت کرده است
ذکر لالاییش بوده یا حسین (ع)
دیدم او غرق شور و هروله
او به عشق ما سر خود را شکست
چای ریز مجلس ما بوده است
عکس من را بر دل خود قاب کرد
خاک من مُهر نمازش بوده است
پا برهنه در غیابم می دوید
گاه می شد صورتش بهرم کبود
خویش را نذر رقیه کرده است
او غذای روضه ام را هم زده
جسم و جانش بوی روضه می دهد
ارتباطی تنگ با عباس داشت
روز تاسوعا شده سقای من
با خود او را نزد زهرا می برم
او بسوزد صاحبش شرمنده است
باعث خوشحالی اعدا شود
پیش مردم آبرویش می دهم
می شود همسایه من در بهشت
نامه ی اعمال او دست من است

تماس با ما

bottom logo3

آدرس دفتر کرمان: خیابان بهشتی، جنب شرکت نفت، انتهای کوچه شماره 5، پلاک 29، کد پستی:7619736333
تلفن:32476130-034، فاکس:32476131-034، همراه:09133434826
آدرس دفتر تهران: میدان آرژانیتن، خیابان خالد اسلامبولی، خیابان11، بن بست نیلوفر، پلاک1، واحد1، کد پستی:1513745713
تلفاکس:88722418-021،

تصاویر تصادفی

پیشرفت پروژه ها